راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 514
  • چهارشنبه 29/8/1387
  • تاريخ :

بحران اقتصادي آمريکا هاليوود را زمين‌گير مي‌کند

سفرهاي ساليوان با بازي جوئل مکري يکي از آثار شاخص با موضوع بحران اقتصادي

در حالي که بسياري از اقتصاددانان بحران اقتصادي فعلي آمريکا را با رکود اقتصادي دهه 1930 مقايسه مي‌کنند، اين واقعيت را نمي‌توان ناديده گرفت که مخاطبان امروز هاليوود علاقه‌اي به ديدن واقعيت‌هاي جنگ و بحران اخير در سينما ندارند.

به گزارش خبرنگار مهر، نيوزويک اعلام کرد رکورد اقتصادي سال‌هاي 1930 در آمريکا به "عصر طلايي" هاليوود انجاميد و نتيجه آن خلق فيلم‌هايي بود که همچنان از بزرگترين آثار سيستم استوديويي به حساب مي‌آيند.

يکي از آثار شاخص آن دوران فيلم کلاسيک 1941 "سفرهاي ساليوان" به کارگرداني پرستن استرجس بود. جوئل مکري در اين فيلم نقش تهيه‌کننده‌اي را بازي مي‌کند که با استوديو خود مشکل دارد.

 

"سفرهاي ساليوان" با بازي جوئل مکري يکي از آثار شاخص با موضوع بحران اقتصادي است 

آنها از او مي‌خواهند فيلم‌هاي سبک بسازد، اما ساليوان که به ساخت فيلم‌هاي جدي با موضوع‌هاي اجتماعي مانند "اي برادر، تو کجايي؟" علاقه دارد - درست حدس زديد، برادران کوئن عنوان فيلم خود را از اين فيلم گرفته‌اند - تغيير قيافه مي‌دهد و براي تحقيق به ميان مردم مي‌رود.

ساليوان به اتهام قتل خودش به زندان مي‌افتد و وقتي در آنجا زندانيان را مي‌بيند که از ديدن کارتون ميکي ماوس از ته دل مي‌خندد، متوجه مي‌شود آدم‌ها در آن شرايط سخت تنها دوست دارند سرگرم شوند.

آيا تماشاگران آن سال‌ها تنها به فکر فرار از واقعيت بودند؟ امروز چه طور؟ گرچه امروز ديگر با يک سکه پنج سنتي نمي‌توان دو تا فيلم ديد، اما قيمت بليت‌هاي سينما در حدي نيز نيست که باعث شود خانواده‌ها لزوما به سينما پشت کنند.

موزيکال يکي از ژانرهاي محبوب دوران رکود اقتصادي در سال‌هاي 1930 بود و مردم درمانده آمريکا با ديدن فرد آستر و جينجر راجرز در فيلم‌ها و شنيدن آهنگ‌هاي فراموش‌نشدني کول پورتر و جرج گرشوين شاد مي‌شدند.

صدا تنها از سال 1927 به سينما آمده بود، اما در اوايل دهه 1930 رقص و آواز دنياي سينما را در اختيار گرفته بود و به تماشاگران فرصت مي‌داد به طور موقت هم که شده ذهن خود را از مشکلات خود پاک کنند.

به اعتقاد لئونارد مالتين منتقد فيلم، از آن زمان تاکنون شرايط خيلي تغيير نکرده است. او مي‌گويد: به همين دليل است که امروز تماشاگران از هر چيز که به خاورميانه مربوط مي‌شود گريزان هستند و دسته دسته به ديدن فيلم‌هايي مانند "چي‌وووا بورلي هيلز" و "اره 5" مي‌روند.

در حالي که بسياري از اقتصاددانان بحران اقتصادي فعلي آمريکا را با رکود اقتصادي دهه 1930 مقايسه مي‌کنند، اين واقعيت را نمي‌توان ناديده گرفت که مخاطبان امروز هاليوود علاقه‌اي به ديدن واقعيت‌هاي جنگ و بحران اخير در سينما ندارند.

اشاره به مجموعه "اره" يکي ديگر از ژانرهاي محبوب دوران رکود اقتصادي را به ياد مي‌آورد: ژانر هراس. در دهه 1930 بود که هيولاهاي استوديو يونيورسال از راه رسيدند و کاري کردند که نشان آن هنوز هم ديده مي‌شود.

بلا لوگوسي به نقش دراکولا، بوريس کارلوف به نقش فرانکنشتين و موميايي و لان چني جونير. به نقش مرد گرگ‌نما پس از 80 سال هنوز هم محبوب طرفداران سينماي وحشت هستند.

مالتين مي‌گويد: قطعا بين واقع‌گريزي فيلم‌هاي ترسناک سال‌هاي 1930 و نمونه‌هاي بسيار افراطي امروز ارتباطي وجود دارد. فرانکنشتين، دراکولا و بقيه رفقا تماشاگران را به دنياي گوتيک و کاملا بي‌شباهت به دنياي خودشان مي‌بردند که اين قطعا يکي از مهمترين دلايل موفقيت آنها بود.

اگر يک تفاوت ميان تماشاگران عصر رکود اقتصادي و سينماروهاي امروز وجود داشته باشد، اين است که تماشاگران سال 2008 به نظر از هر چيز که يادآور اتفاقات واقعي دنيا باشد گريزان هستند.

تمام فيلم‌هايي که با جنگ عليه تروريسم و خاورميانه ارتباط دارند از "اجرا" گرفته تا "در دره اله"، "تلفات - بس" و "مجموعه دروغ‌ها" يکي پس از ديگري در گيشه شکست مي‌خورند و نيويورک تايمز گزارش داده توليد فيلم‌هاي با موضوع وال استريت يا دنياي مالي يا متوقف شده و يا فيلمنامه آن در حال بازنويسي است.

و اين دقيقا برخلاف فيلم‌هاي تلخ و بسيار موفق دهه 1930 شامل "من يک زنداني فراري هستم" مروين لروي و "دشمن مردم" ويليام ولمن است که در رئاليسم اجتماعي و برگرفته از موضوع‌هاي روز غوطه‌ور بودند.

آنچه بين امروز و آن روزها تفاوت ايجاد کرده، تلويزيون است. وقتي هر روز از تلويزيون شاهد بمباران و اخبار نگران‌کننده از وال استريت هستيد، ديگر چرا بايد 10 دلار بدهيد و همين داستان‌ها را روي پرده بزرگ ببينيد؟

همين مسئله است که ما را دوباره به موزيکال باز مي‌گرداند که نشان داد يکي از محبوب‌ترين ژانرهاي سال 2008 است. "ماما ميا!" و "موزيکال دبيرستاني 3" در هر شرايط اقتصادي ديگر موفق مي‌شد، اما به هر حال از تمايل تماشاگران به فرار از واقعيت چيزي کاسته نشده است.