راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 2821
  • چهارشنبه 10/7/1387
  • تاريخ :

داستانهای sms ی!

موبایل

داستانهای sms ی برای اولین بار در اندیمشک صاحب جشنواره شدند . چشنواره ای به نام : داستانهای کوتاه کوتاه پیامکی . در اینجا داستان برندگان و برگزیدگان این جشنواره را می خوانید :

 

برنده اول : عادل حیاوی .

بیست سال بعد

تَرکِش حرکت کرد . مرد مُرد.

 

برنده دوم : کرم رضا تاج مهر

انتظار

پیدایش نبود . گفته بود ساعت 5 می آید . چند ثانیه به 5 باطری ساعت را کشید و چشم به راه ماند

 

برنده سوم : خسرو نخعی

دکمه جا افتاده

(یادته پارسال که برف می اومد با هم از روی ریل قطار گذشتیم؟)

(آره آره چه روز قشنگی بود)

(یادته یه گلوله برف ریختم تو یقه لباست؟)

(وای هنوز که فکرش و می کنم تنم یه جوری میشه)

( موهاتو تازه رنگ کرده بودی یه ژاکت صورتی تنت بود )

(تو هم یه کلاه بافتنی سفید سرت بود چقدر بهت می اومد )

سکوت. بعد از چند دقیقه

(راستی اسمت چی بود؟)

 

این داستانها نیز از جمله  تقدیر شده ها بودند :

 

صدقه - سروش امامی راد

پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد . دست برد و از جیب کوچک جلیقه اش سکه ای بیرون آورد . در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد " صدقه عمر را زیاد می کند" منصرف شد.

 

شاه - وحید حسینی

منلیک شاه حبشه با ابهت بود و ضمنا منلیک نو گرا بود. شنید در نیو یورک محکومین را به روشی جدید اعدام می کنند . دستور داد ازین اختراع تازه -صندلی الکتریکی- سه تا خریدند. محموله که رسید چیزی به خاطر منلیک آمد . در کشور او ، حبشه پدیده ای به نام برق وجود نداشت. منلیک مقتصد بود یکی از سه صندلی الکتریکی را تبدیل کرد به تخت شاهی حبشه.

 

مردی که یادش رفت- حسن میرزایی

مردی که خیلی عاشق بود پشت شیشه آسمانخراش نشسته و سیگار می کشید . مرد آنقدر عاشق بود که وقتی آخرین پک را به سیگار زد یادش رفت که باید ته سیگارش را پایین بیاندازد ، نه خودش را.

 

دلتنگی های اژدهای شهر بازی- مجید اسطیری

چند متر به دریای جنوب چین نزدیک می شوم. چند متر از دریای جنوب چین دور می شوم.چند متر به دریای جنوب چین نزدیک می شوم. چند متر از دریای جنوب چین دور می شوم.


منبع : مجله نافه
آخرین نظرات کاربران
عطیه
خوشمان آمد :)
پاسخ تبیان :
يکشنبه 5/8/1387-0:27
فاطمه
ممنون خیلی قشنگ بود.
پاسخ تبیان :
جمعه 26/7/1387-19:3
بنده خدا
خوب بود به همه تون بخاطر اینکار جالب تون تبریک
میگم خسته نباشید.....
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 24/7/1387-21:32
asal1367
جالب و قشنگ بود سایت تبیان یه چیزه دیگه هست
پاسخ تبیان :
سه شنبه 16/7/1387-16:59
الهه اکبریان
عالی بود
پاسخ تبیان :
دوشنبه 15/7/1387-23:7
mvzooro
پیامک های طنز بگذارید
پاسخ تبیان :
دوشنبه 15/7/1387-11:33
meisam khosravi
بسیار عالی بود.واقعا سایت تبیان تکه.
پاسخ تبیان :
يکشنبه 14/7/1387-19:52
Keyvan68
جالبه
پاسخ تبیان :
يکشنبه 14/7/1387-19:47
ناشناس
خوب بود.....
پاسخ تبیان :
يکشنبه 14/7/1387-14:21
مرتضي مرتضي
با تشكر از همه تبیانیها
خیلی قشنگ بود
مخصوصا اون اولیش
بیست سال بعد

تَرکِش حرکت کرد . مرد مُرد.


پاسخ تبیان :
يکشنبه 14/7/1387-0:40
fahimy
عالیه خیلی جالبه اجرکم عندالله بازم پیامک بگذارید
پاسخ تبیان :
شنبه 13/7/1387-14:6
adonis
یحیی
جالب بود
شما هم از این مسابقه ها برگزار کنید.
پاسخ تبیان :
شنبه 13/7/1387-11:29
نيوشا مير
واقعا سایت جامع و كاملی است فقط لطفا چند تا سایت كاردستی با تصویر هم بگذارید
پاسخ تبیان :
شنبه 13/7/1387-8:52
1364520
آرزو:خواهشا با با یه امکاناتی بزلرین تا ما استعدادامونو شکو فا منیم اینا چیه بابا
پاسخ تبیان :
شنبه 13/7/1387-1:47
محمود شمخانی
فقط یه چیز می تونم بگم برترین سایت که تا حالا دیدم واقعا دست همه شما درد نکنه هر مطلبی که بخواهم را زود پیدا میکنم
ولی خواهش میکنم برنامه های موبایل را زیاد کنید ممنون
پاسخ تبیان :
جمعه 12/7/1387-23:49
mylovegod2
خوب بود
پاسخ تبیان :
جمعه 12/7/1387-20:14
saeedbahale
معنیشونو نفمیدم!
پاسخ تبیان :
جمعه 12/7/1387-17:27
Bato_bito0098
خوب بود . اما می شه بهتر بشه.نه؟
پاسخ تبیان :
جمعه 12/7/1387-16:6
hdhlfvtdclsjhk
قشنگ بود.
تشکر
پاسخ تبیان :
جمعه 12/7/1387-5:34
ali0117
خوب است ولی بهتر است کمی با معنا تر باشد
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 11/7/1387-22:46
mojtaba2049
عالیست اگر ادامه داشته باشه!
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 11/7/1387-15:42
AbasMohamadi
هخامنش سعیدی رشک علیا از کرمان-
شهرک نیکزاد:
از دیدگاه من بهترین نوشته، برنده ی سوم که خسرو نخعی بود هست.

*دکمه ی جا افتاده*

-یادته پارسال که برف می اومد با هم از روی ریل قطار گذشتیم؟

-آره آره چه روز قشنگی بود

-یادته یه گلوله برف ریختم تو یقه ی لباست؟

-وای هنوز که فکرشو می کنم تنم یه جوری می شه

-موهاتو تازه رنگ کرده بودی. یه ژاکت صورتی تنت بود

-تو هم یه کلاه بافتنی سفید سرت بود. چقدر بهت می اومد

سکوت

< پس از چند دقیقه>

-راستی نامت چی بود؟

پاسخ تبیان :
پنج شنبه 11/7/1387-14:55
ناشناس
مطالب خیلی خوبی بودند من عاشق اینجور مطالبم لطفا گسترشش دهید با سپاس
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 11/7/1387-12:29
پايگاه جامع قرآن كريم
عالی
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 11/7/1387-12:7
sahar214
خیلی عالی بود.مختصر و مفید و پر از حرف....
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 11/7/1387-12:2
Najvaye_Del
سلام
چقدر جالب بودن
ایده نویی هم هست
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 11/7/1387-8:58
neda55
خیلی داستانهای جالبی بودند. ممنون!
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 11/7/1387-8:22
محمود رفیع پور
خیلی زیبا بود کاش من هم ذوق نوشتن همچین مطالبی رو داشتم واقعا لذت بردم کوتاه پر بار .مصداق کم گوی و گزیده گوی چون در
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 10/7/1387-22:55
گلبرگ
خوب بود .
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 10/7/1387-14:22
فريبا صادقي
خیلی عالی بود بازم پیامك بذارید ممنون
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 10/7/1387-10:29