راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 556
  • پنج شنبه 4/7/1387
  • تاريخ :

جنايت را نشانه بگير

نمايي از فيلم

 

لندن 24 تا 28 سپتامبر امسال ميزبان هفتمين فستيوال فيلم‌هاي سينمايي، آثار تلويزيوني و ادبيات جنايي جهان است.

در اين فستيوال كه هرساله در لندن برگزار مي‌شود آثار سينمايي جنايي برتر توليد شده در سال در حوزه جنايي به انتخاب منتقدان به نمايش در مي‌آيد. همچنين بهترين سريال‌هاي تلويزيوني كه با موضوع جنايت ساخته شده‌اند در اين فستيوال بررسي مي‌شوند.

فيلم سينمايي Taken يا ربوده شده از فيلم‌هاي منتخب براي نمايش در افتتاحيه فستيوال امسال است. همچنين سريال جاسوسان يا Spooks به‌عنوان بهترين سريال جنايي سال گذشته در اين فستيوال مورد بررسي قرار مي‌گيرد. روزنامه تايمز در گفت‌وگويي با كريستوفر فولر - نويسنده آثار جنايي- به بررسي ويژگي فيلم‌هاي سينمايي جنايي پرداخته و 10 فيلم برتر سينماي جنايي را به انتخاب اين نويسنده معرفي كرده است.

فيلم‌هاي جنايي  تاكنون  راهي طولاني راپيموده‌اند  اما با وجود گذشت زماني بيش از يك قرن،  خط اصلي داستاني اين فيلم‌ها هنوز تغيير چنداني نكرده است.

فيلم «سرقت بزرگ در قطار»  در سال 1903 را شايد بتوان نخستين فيلم جنايي تاريخ سينما ناميد. از آن زمان به بعد خطي ميان خوب و بد كشيده شد و بازيگران در اين نقش‌ها قرار گرفتند. نامشخص بودن مرز ميان خوب و بد موجب شده كه اين ژانر همچنان براي مخاطبان و فيلم سازان جذاب باشد.

با افتتاح هفتمين دوره فستيوال فيلم‌هاي جنايي TCM در لندن به نظر مي‌رسد كه اين خط بيش از پيش مبهم‌تر باشد.

قواعدي براي ساخت يك فيلم جنايي وجود دارد. ابتدا بايد يك عمل در خور مجازات اتفاق بيفتد. پس از آن ما شاهد پيامد‌هاي آن هستيم و مجرمان را دنبال مي‌كنيم.  جانيان چند دسته هستند: جانيان نجيب و آرام(هدف وحشيانه)، دزداني كه بيننده را مسحور خود مي‌كنند (پرونده توماس كراون)، زنان فريبنده (غرامت مضاعف)، مقصراني كه بي‌گناه به نظر مي‌رسند (يك نقشه ساده)، گانگستر‌هاي آبرومند(فرداي بهتر) وجانيان بيرحمي كه پشيمان نمي‌شوند(هانيبال).

فيلم‌هاي جنايي  تاكنون  راهي طولاني راپيموده‌اند  اما با وجود گذشت زماني بيش از يك قرن،  خط اصلي داستاني اين فيلم‌ها هنوز تغيير چنداني نكرده است.

در بسياري موارد نقشه‌ها نقش بر آب مي‌شود. قاتلاني كه بيش از حد به‌خود اعتماد داشته باشند در دادگاه‌ها به دام عدالت مي‌افتند. بي‌گناهان تحمل خواهند كرد و برخي انتقام مي‌گيرند و قهرمانان داستان نيز كساني هستند كه جانيان را دستگير و تحويل دهند و اما نكته مهم در اين آثار اين است كه بايد سؤال‌هاي بي‌جوابي در آخر باقي بماند.

 البته نه همانند آنچه در فيلم يك خواب بزرگ با بازي همفري بوگارت رخ داد. به اعتقاد منتقدان سه نفر را بايد سردسته فيلم‌هاي جنايي دانست:آلفرد هيچكاك، برادران كوئن ومارتين اسكورسيزي.  هيچكاك مكانيسم مظنون‌بودن را دوست دارد. بيننده آثار هيچكاك مي‌داند كه جنايتكاران او مي‌گريزند. در فيلم طناب، زوج جنايتكار جنايت را كامل انجام مي‌دهند؛ در فيلم « ام را نشانه بگير»  ري ميلاند توسط همكارش زنش را خفه مي‌كند؛  در «بيگانگان در قطار»  قاتلان جاي يكديگر را مي‌گيرند؛ مارني نيز علاقه به دزدي دارد و همكارانش را مي‌دزدد. ضمن اينكه زنان هميشه يك پاي ثابت آثار هيچكاك هستند.

در مقابل هيچكاك، اسكورسيزي علاقه‌اي به زنان ندارد. او همانند هيچكاك زنان را وارد داستان جنايي خود نمي‌كند. زنان در جنايتكاران اسكورسيزي نقش برهم زننده اعصاب آنها را دارند؛  مانند فيلم رفقاي خوب. در همين جا بايد به دو بازيگري كه الگوي بازيگران در فيلم‌هاي جنايي شدند اشاره كرد؛ رابرت دنيرو يار قديمي اسكورسيزي و آل پاچينو كه همين نقش را در آثار دي‌پالما داشت.

اين دو در فيلم «مخمصه» ساخته مايكل مان در برابر هم بازي كردند اما در بيشتر صحنه‌ها در كنار هم نبودند تا اينكه در فيلم قتل عادلانه توانستند در كنار هم باشند و اينگونه مشتاقان را به سينما‌ها بكشانند. برادران كوئن قواعد ساده‌تري در آثار جنايي دارند  ضمن اينكه نبض تماشاگر را شناخته‌اند و مي‌دانند كه بيننده مي‌خواهد بيشتر از بازيگران بداند. به همين دليل هم زماني كه بازيگر اثري را در صحنه جرم باقي مي‌گذارد بيننده ناخودآگاه فرياد مي‌زند:برش دار احمق!

فيلم‌هاي جنايي اكنون پيچيده‌ترند و زرق و برق بيشتري دارند اما واقعيت اين است كه آثار سياه و سفيد سينماي جنايي صحنه‌هاي تأثيرگذار  بيشتري داشتند.

نمايي از فيلم

10 فيلم برتر سينماي جنايي

سكوت بره‌ها(1991)

همه جاني بيرحم دكتر هانيبال لكتر را به ياد مي‌آورند اما عجيب‌تر همدردي قوي زن داستان است كه قتل‌هاي سريالي را دنبال مي‌كند.  هنرمندي اسطوره‌هايي چون جودي فاستر (در نقش كلاريس استارلينگ) و آنتوني هاپكينز (در نقش هانيبال لكتر) فيلم را آنچنان زيبا كرده كه بتواند چندين اسكار (مثل اسكار بهترين بازيگر نقش اول زن براي جودي فاستر و بهترين بازيگر مرد براي آنتوني هاپكينز) را يكجا از آن خود كند.  اين فيلم يكي از آن فيلم‌هايي است كه در تاريخ سينماي جهان جاودان است و با پيشرفت روزافزون مطمئنا هيچگاه كهنه نخواهد شد.

تاريكي در تالين(1993)

نقشه هوشمندانه براي گرفتن قدرت در پايتخت استوني براي دزديدن شمش طلا؛  فيلمي از سينماي استوني كه لحني كمدي نيز دارد.

ترانسپورتر(2002)

جان استاتهام همه چيز را به هرجايي تحويل مي‌دهد اما درون اين جعبه‌ها چيست؟او نمي‌تواند در اين مورد سؤالي كند. لوك بسون نويسنده اين تريلر جنايي است كه ساخت آن ادامه پيدا كرد.

مظنونين هميشگي(1995)

اين داستان پيچيده و بي نقص،  داستاني از مقابله جانيان و نيرو‌هاي پليس است كه شما پس از ديدن آن مي‌خواهيد دوباره فيلم را ببينيد و ديدن دوباره فيلم براي شما لذت بيشتري دارد.

برايان سينگر در اين فيلم با هوشمندي بيننده را به خود جلب مي‌كند. فيلم،  روايت داستان اعترافات يك تبهكار باهوش طي باز پرسي در اداره پليس است كه داستاني جذاب براي تماشا به‌وجود آورده است.  سير بيان اتفاقات،  در قالب فلش بك‌هاي خوب به ما نشان داده مي‌شود.

فريبي و بين(1974)

آلن آركين و جيمز كان دو پليس سانفرانسيسكو هستند كه يك هدف مشترك دارند و مي‌خواهند  رئيس هواپيماربايان را دستگير كنند.

فيلم‌هاي جنايي اكنون پيچيده‌ترند و زرق و برق بيشتري دارند اما واقعيت اين است كه آثار سياه و سفيد سينماي جنايي صحنه‌هاي تأثيرگذار  بيشتري داشتند.

روزي روزگاري در آمريكا(1984)

فيلم شسته رفته و حماسي سرجيولئونه، كه چندين دهه از سرگذشت شخصيت‌هاي داستانش را به تصوير مي‌كشد. رابرت دنيرو در اين فيلم يك گانگستر به تمام معني بود.

 فارگو(1996)

نمونه‌اي عالي از يك پليس دوست داشتني.  اين فيلم درباره مردي است كه يك روز به فارگو مي‌رود تا از دو آدم ربا بخواهد همسرش را ربوده و از پدرزنش اخاذي كنند.

  كوئن‌ها اين داستان جنايي برگرفته از واقعيت را در فضاي مرموز و عجيب خاص خودشان روايت كرده‌اند.

سگ‌هاي انباري(1992)

فيلمي اكشن و جنايي و سرشار از صحنه‌هاي خونريزي كاري از كوئنتين تارانتينو كه شخصيت‌پردازي حرفه‌اي،  آن را به يك نمايشنامه در صحنه تئاتر شبيه كرده است.

شهر گوشخراش(2006)

فيلمي از كارگردان ايسلندي بالتازار كورماكور كه سرشار از صحنه‌هاي تعقيب و گريز و خونريزي است.  يك تريلر كارآگاهي پيچيده و پرپيچ و خم كه موضوع سوءاستفاده از اطلاعات ژنتيك را محور خود قرار داده و با مهارت كارگرداني شده است.

مرگ شيلا(1973)

فيلمي جنايي كه در سواحل فرانسه اتفاق مي‌افتد. داستاني كه 6 مظنون دارد. نويسنده داستان استفان سادهايم تمام سرنخ‌ها را مي‌دهد و داستاني را به وجود مي‌آورد كه همه چيز در آن غيرمنتظره است.

منبع : همشهري