راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • صفر مقدس 2
    صفر مقدس 2
    تبیاد : در عطاری منطق الطیر حکایات خوشبویی از بوستان ادبیات می توان یافت یکی هم همین که خواندید : صوفیی (شما بخوانید اهل دلی )در بازار راه می رفت ...
  • پیش حق تعالی، دل روشنی می باید بردن
    پیش حق تعالی، دل روشنی می باید بردن
    شمیشر کشیده است. اگر سر بردارم، سرم را بیندازد 1- شمشیر آورده اند که پادشاهی مجنون را حاضر کرد و گفت: تو را چه بوده است و افتاده است ؟خود را رسوا کردی و از خان و مان برآمدی و خراب و فنا گشتی؟ لیلی چه باشد و چه خوبی دارد؟ بی...
  • لیلی ام را برده اند
    لیلی ام را برده اند
    امروز چقدر كم حوصله شده ای خودت هم نمی دانی چرا دل و دماغ روزهای گذشته را نداری ؟ گوسفندانت را در دشت رها كرده ا ی و گوشه ای نشسته ای. حتی دوست نداری سری به سنگرها ی مخروبه زمان جنگ بزنی. نكند! ناراحتیت از آقای احتشام است چون دیشب دیر به كلاسش
  • تعداد بازديد :
  • 1213
  • سه شنبه 22/5/1387
  • تاريخ :

مجنونامه سوم : یک سطل عشق لطفا!

مجنونامه سوم : یک سطل عشق لطفا !

چون عاشق، معشوق را بیند اضطرابی در وی پیدا شود زیرا که هستی او عاریتیست و روی در قبله نیستی دارد ، وجود او در وجد مضطرب شود تا با حقیقت کار نشیند ، و هنوز تمام پخته نیست ، چون تمام پخته شود در التقا از خود غایب شود زیرا که چون عاشق پخته شد در عشق ، عشق نهاد اورا بگشاد ، چون طلایه وصال پیدا شود وجود او رخت بربندد به قدر پختگی او در کار .

آورده اند که اهل قبیله مجنون گرد آمدند و به قوم لیلی گفتند : این مرد از عشق هلاک خواهد شد ،چه زیان دارد اگر یک بار دستوری باشد تا او لیلی را بیند .

گفتند : ما را ازین معنی هیچ بخلی نیست ولیکن خود مجنون تاب دیدار او ندارد . مجنون را بیاوردند و در خرگاه( خیمه) لیلی بر گرفتند ، هنوز سایه لیلی پیدا نگشته بود که مجنون را مجنوز [ = جنازه ] دربایست گفتن . بر خاک در پست شد . گفتند : ما گفتیم که او طاقت دیدار او ندارد!

 

سوانح العشاق ، احمد غزالی

مجنونامه سوم : یک سطل عشق لطفا !

 

تبیاد : (تبیان +ادبیات –برخی اضافات ): کاش عاشق شدن مثل ماست خریدن بود . یک هزاری جیبت می گذاشتی ، یک دمپایی پایت می کردی ، 150 قدم به سمت بقالی ، حالا این سمت شمال باشد یا جنوب ، شرق باشد یا غرب یا تلفیقی  از همه اینها فرقی نمی کند ، 2 جمله برای خواسته ات می گویی (یکی هم کافیست اما ما چون خیلی مؤدبیم 2 جمله می گوییم ) 1. سلام . 2. لطفا یک سطل ماست . ... و ماست در دست شماست!

البته عشق های سطلی هم داریم : کمی گرانتر از یک سطل ماست برایت تمام می شود ، دمپایی هم افاقه نمی کند ، شاید 150 قدم هم کمتر یا بیشتر اما سمت و سو و زمانش قد یک سطل ماست است. سر ظهری ،دم غروبی به سمت شمال یا جنوب یا شرق یا غرب و 2 جمله :

 1. سلام .

 2 .لطفا یک سطل عشق !

 میدانم به جای دومی به اندازه 2 یا 3 ساعت حرف و نقل و لبخند و مخلفات هست که سر جمع همان معنای "لطفا یک سطل عشق " را می دهد خوب لیلی که ماست باشد ظرف عشقش هم سطل است!24 ساعته تمام می شود و سطل خالی را نگه می داری تا مادرت ترشی های امسال را درونش بریزد و بگذارد تا سال دیگر خوب جا بیافتد! و فردا باز دمپایی و شرق و غرب و یک سطل ماست ...

گرچه بنده به کل در باب" لیلی های ماستی" هیچ نظری ندارم چراکه در مرام ما "لیلی" همیشه مفرد است و جمع بسته نمی شود و انواع جمع آنرا بازار مشترک می دانیم نه اصل ! اما مسئله سطل متاسفانه، با ماست یا بدون ماست هنوز مسئله ماست!

گاهی مجنون ظرفش قد یک سطل ماست کوچک است و حتی برای گوشه لبخند لیلی هم جا ندارد ، مجنون باورش نمی شود که این قدر کم ظرفیت باشد و لیلی هم که مسئولیت تمام عشق را پذیرفته بر خود لازم می بیند که به مجنون بفهماند هنوز درست مجنون نشده و ظرفش کودک و کوچک است پس یک قطره لبخند در آن میریزد و مجنون سر میرود ، سراسیمه می شود ، نمی فهمد ، گریه می کند ،گریبان چاک می کند ، ناله لیلی لیلی سر میدهد و وقتی سر حال آمد سایه لیلی از دور می لرزد و می رود . ظرف که کوچک باشد آدم سر میرود اما سرباز نمی شود . آدم حس می کند اما نمی فهمد . می داند اما نمی بیند . خلاصه آدم مجنون هست اما لیلی ندارد ، مجنون بی لیلی هم مثل جمجمه بدون مغز است . به نظر شما چنین مجنونی چه کار کند که ظرفش به اندازه لیلی شود؟ (2 راهنمایی : 1.در متن احمد غزالی که در ابتدا خواندید چیز هایی هست.2. فقط به سمت "شرق" حرکت کنید)

                                                                                       بخش ادبیات تبیان


مطالب مرتبط:

مجنونامه اول : صفر مقدس

مجنونامه دوم : لیلی و انار ، مجنون و زنجیر

آخرین نظرات کاربران
محب
عالی بود
واقعاً ممنونم.
در پناه خدا باشید
پاسخ تبیان :
يکشنبه 15/10/1387-12:33
حبیبه
عالی بود ....
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 16/8/1387-22:0